تبليغاتX
♥اینجا قدم گاه بچه های آسمان است♥

































♥اینجا قدم گاه بچه های آسمان است♥

! در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ... آســـــــــــــــــمان را دریاب

های

اصن اعصاب ندارمیادتونه گفته بودم ۲شنبه(امروز) امتحان دارم؟؟

(چرا به دروغ تایید میکنین... کجا گفته بودم؟نوشته بودم)

نشستم دیروز عین چی درس خوندم شبم تا ساعت ۲بیدار بودم

(چشام دیگه می سوخت)

بینین تا چه حد که نوید اومد پیشم گفت: چشات فتوکپی چشای قورباغه س الان(بی شرف)

صبحم ساعت کوک کردم ۶بیدار شدم(پشتکار تا چه حد؟

جامعه باید به خاطر همچین دانشجویی به خودش به بالهاما کی قدر میدونه؟)

حتی تو راه دانشگاه هم این کتاب لامصبه خاک بر سر از دستم جدا نمیشد...

رفتم سر کلاس دیدم استاده اومد

(من عادتمه همیشه ۵ مین بعد استاد میرسمهمه میدونن)

تازه شم یه بار لابرا توار کلاس داشتم تعدادمون کم بود در زدم!!!!!!

استادمون گفت بیا داخل نیلوفر)

از بحث اصلی پرت شدیم کجا بودیم؟

اها بله دیدم بچه ها شیک نشستن دارن درس گوش میدن

خشک شدم همون جلو در...

نسشتم پیش سما دیدم به پهنای صورت نیشش بازه

گفتم: مگه امتحان نداشتیم

سما: چرا ولی ما اصرار کردیم گفت نمیگیره

(ابهت استاد=خاک سر کوچه ی ما)

در اون لحظه من این تواناییو در خودم دیدم

 که میتونم استادو همه ی بچه های کلاسو یه جاقتل عام کنم

خلاصه امروز امتحان ندادم

تو راه برگشتم به خونه یه هنرستان پسروونه هس (اینقد اسکلن طفلکاا)

هردفعه از اون جا میگذرم کلی عاشق پیدا میکنم

امروزم یکی افتاد دنبالم یه برگه دستش بود

التماس میکرد تروخدا جون هرکی دوس داری زنگ بزن!!!!!

استغفرالله

(نتیجه گیری اخلاقی:گرگ های اجتماع درهمه ی رده های سنی وجود دارد)

بدجورالان هوس پیراشکی و آب پرتقال کردم!!!!!!( ناهار نخوردم با مامانم قهرم )

عکس ۳مدل از دستبند هایی که بافتمو گذاشتم ادامه مطلب

نظرتونو دربارشون بگین لطفا

  

عجیب نوشت !!!!

ماه شدم...

راهنمای مسافران ...

وچه غم انگیز است حکایت مسافری...

که پایان راه ماه می شود !!!!


♥ ببین تو دله نیلوفر چی میگذره
♥ حرف های دله نیلوفر♥| |

 

سیلیم

چرا اینقد به سلام کردنه من گیر میدین ؟(آیکون توهم زدن)

امروز خیلی دلم گرفته بود...خیلی..میخاستم بپیچونم دانشگاه ندارم

ولی طی مشورت کوتاهی که با رفیق شفیقم داشتم

 به این نتیجه رسیدم  : برم سنگین ترم

زینگ____________()

دوستم : ها؟چیه؟(سلام نکنید تا ج سلام واجب نباشدآیکون مرض داشتن)

من: میخام بهت اطلاع بدم که من امروز تشریف نمیارم دانشگاه 

دوستم: نیلو؟اگه روت میشه تو چش استاده نگاه کنی

 بگی من کلا یه جلسه اومدم سر کلاست ولی حذفم نکن برا امتحان میتونی نیای

من: همین الان حاضر میشم میام

دوستم: خدافس

من: خدافس

همون یه جلسه ایی که من رفته بودم یه امتحان ازمون گرفت استاده

(همه بهم  گفتن نحس)

(هویجه بی جان بیشتر از من شانس داره)

 امروز نتیجه شو داد در کمال ناباوری ۲۰ شدم!

زهرا ازون ور لابراتوار داد زد:

 چند شدی؟

من:  ۲۰ .....>  

زهرا: ازت متنفرم!!!(به اینم میگن دوست؟)

من الان میخام باهاتون درددل کنم

(مدیونین اگه بخندینیا فکر منحرفتون منحرف تر بشه)

اهم:

امروز بد جوری دلم گرفته بود....تو مسیری که باید برم تاکسی بگیرم

(البته آخرش برگشتم آژانس گرفتمخلم به قرآن)

با خودم کلی فکر کردم...درباره همه چی...

 حالا شده که نتونین به کسی اعتماد کنین با اینکه میدونین

همه مثل هم نیستن همه نامرد و بی انصاف نیستن؟

تا حالا شده نشه حرفای کسی و باور کنین؟

 چون قبلا هم یه سری حرفای قشنگ شنیده بودینو باورش کردین

 ولی چوب ساده لوحیتونو خوردین (قشنگ فلک شده باشین با چوبه ها )

(با اینکه میدونین طرف الانتون دروغ گو نیس مثل بقیه...)

(من که میدونم فکرتون منحرفهکج افکارها)

تاحالا شده به این نتیجه برسین که دستتون اصلا نمک نداره؟

هرکاری برا هرکسی میکنین  طرف بد برداشت میکنه؟...

تا حالا شده بخاین یه کاردرستی رو انجام بدین ولی فرصتش پیش نیاد...

بعد بشنوین که پشت سرتون میگن چقد بیخیالو بی فکره؟

.......................................................................

اینا دقدقه های فکری من بود الان

کلی دیگه م فکر کرده بودم ولی یادم نمیاد درباره چی بود(خدایااااا)

یادم بیاد حتما اضافه میکنم بهشون

خدایا یا این دانشگاه خراب شده رو تخریب کن

یا امتحان ۲ شنبه مو کنسل کن لطفا

زودی برین ادامه مطلب!!!!

عجیب نوشت !!!!!

کمان شده ام روی خط افق ....

تا رهایت کنم به قصد سیاره ایی متروک!

خانوم های محترمروزتون مبارک...


♥ ببین تو دله نیلوفر چی میگذره
♥ حرف های دله نیلوفر♥| |

 

درود و ۱۰۰۰ران درود .....و دیگر هیچ

خوبین؟؟؟؟

نمیخاستم آپ کنم ها ولی باز اون حس درونیه..

دخالت بیجا کرد و وارد حریم شخصی تفکراتم شد مجبور شدم...

(آدم حریم شخصی نداره خدا من دردمو به کی بگم؟)

نوید رفته تهران برا نمایشگاه کتاب ...دیروز  بهش زنگ زدم :

من: سلام برادر کتابایی که گفتمو خریدی؟

نوید: الو الو...صدا نمیادخدافس(نمونه ایی ازیک برادرکذاب)

بیخود خودم نرفتم (نمونه ایی از یک انسان نادم و پشیمان)

الان ۲روزه نمازه صبحو ظهروعصرم قضا میشه

همه رو میذارم یه جا با مغربو عشاء میخونم... (ببخشید خدا)

ولی دهنم صاف میشه رسما

قشنگ ۱ساعت دارم نماز میخونم هرچیم میخونم تموم نمیشه

(نمونه ایی از یک انسان خیلی خیلی تنبل)

 یه ۳ ساعت پیش تقریبا (مثلا الان شما میدونین ساعت چنده؟؟)

داشتم با دوستم میحرفیدم یه لحظه جو گرفت ادای مامانمو درآوردم پشت تلفن

یهو یه چیزی خورد به سرم

 برگشتم دیدم بله مامان خانوم جعبه دستمال کاغذی پرت کرده سمتم

من:اگه الان بلایی سر من میومد جواب بابارو چی میدادی؟

مامانم:باید بیام زبونتو ببرم؟؟(خشونت تا چه حد)

دردوران کودکیم یه همسایه داشتیم که سگ داشتن

یه روز با داییم بیرون بودم همسایمونو سر کوچه دیدم..

تو چش طرف  نگاه کردم گفتم: دایی.. دایی؟میدونی این کیه؟

دایمم: کیه؟

من: این بابای اون سگ گنده هس

هیچ وقت قیافه داییم یادم نمیره از خجالت حتی نتونس

 سرشو بلند کنه ج سلام همسایمونو بده

الان سال ها ازون ماجرا میگذره و من واسه خودم خانومی شدم!!!!!!!!

ولی هر وقت همسایمونو میبینم مثل دیروز بهم چشم غره میره

(خوبه دیگه سگه رو هم ندارهعقده ایی)

(خوب کودک بودموااااا....درک ندارن)

ازاون جایی که من همیشه به فکر شماو چشای شهلاتونم

این آپو طولانی نمکیم تا پیر چشمی نگیرین(خدای نکرده)

بدرود تا درودی دیگر

 

دل نوشته!!!!

 هرکجا بروی..مرا خواهی دید...

   یک شب...

     تمام شهر را دیوانه وار...

       با خیالت قدم زده ام...!!!!!!!

 

♥ حرف های دله نیلوفر♥| |

 

علیک سلام(جواب سلام واجب است)

من شدیدا به نت معتاد شدمیعنی همش  پای کامپیوترم

اصن به فکر آینده م نیستم

 انگار نه انگار قرار سال های بعد برای جامعه افتخار بیافرینم

و دنیا رو با علم و سوادم در شگفتی فرو ببرم

(این چه وضعشه؟کی نتو اختراع کرد؟)

خیلیم غرغرو شدم همه بهم میگن حرف نزن(نمیذارن آدم دردو دل کنه)

اصلا ولش کن بذارین از دیشب بگم از همسایه های بی ملاحظه

آقا ما دیشب ساعت ۲ خواب بودیم یهو دزدگیر ماشین اقوام یکی ازین همسایه ها

 که مهمون بودن شب خونشو به صدا در میاد(آمارو حال میکنین؟)

من که طبق معمول پریدم از خواب گفتم:

 به خدا..به قرآن این دفعه دیگه اسراییل حمله کرد اینم آژیر خطره بایدبریم پناه گاه

حالا طرف مگه میومد بیروون قطعش کنه؟

بابام رفت بیرون دید بلــه!همسایه ها همه خواب آلود ریختن بیرون خیره به ماشینه

بعد۲۰ مین که این ماشینه خودشو کشت ابراز وجود کرد..

یکی لبخند زنان میاد بیرون از خونه هه...  جلو چشم همگان

دکمه ریموتو میزنه بعد میره درم پشت سرش خیلی شیک میبنده

یکی از این همسایه ها جوش اورد رفت در زد...

طرف میاد بیروون میگه بفرمایین؟؟

همسایه شریفمون :این همه ادمو اینجا ندیدی؟؟

(حالا ۸/۷نفر بیشتر نبودیم) 

طرف :چرا؟(پروووووووووووووووووووووووو)

همسایمون : آهان پس معذرت بخاه برو

طرف: مگه من صداشو دراوردم؟

همسایمون: مرد حسابی ماشین توا ... 

میبردیش داخل که جک و جونور صداشو در نیاره

طرف یه لحظه اومد یه چیز بگه دید همه ابرو بالا انداخته دارن نگاهش میکنن

گویا ترسید گفت : شرمنده ...رفت...  ولی درو هم محکم پشت سرش بست

نتیجه گیری اخلاقی:به خاطر اشتباه تان عذر خواهی کنید تا مجبورتان نکنند

 نیلوفر(س)

به نگین جونم قول داده بودم عکس لاکپشت دوستمو بذارم و الان گذاشتم اسمشم لاکیه

برین ببنینمن عاشقشم

فقط ببخشید که کیفیت عکس ها خوب نیس..

آخه هی حرکت میکرد نمیشد عکس گرفت ازش

دلگیر نوشت !!!!!

دردا که تا به روی تو خندیدم...

در رنج من نشستی و کوشیدی...

اشکم چو رنگ خون شقایق شد!!!!!

آن را به جام کردی و نوشیدی!!!


♥ ببین تو دله نیلوفر چی میگذره
♥ حرف های دله نیلوفر♥| |

 

سلام العلیکم خواهران و برادراناحوال شماخوبین؟ خانواده خوب هستن؟

(مشکوک نمیزنم ؟؟)(نمیدونم چرا)شاید چون خسته م

۴ شنبه ۲ تا برگه آوردم خونه ترجمه کنم

 لامصب یه سری لغت داره اصن تو دیکشنریم وجود نداره

(اینجوری نمیشه خودم باید یه دیکشنری ابداع کنم

 تا به جامعه بشری خدمتی کرده باشم)

۱شنبه هم باید تحویل بدم کلا خط اولوهم فقط ترجمه کردم

اونم چرت به معنی واقعیه یک کلمه ..جمله داره داد میزنه:

  آقا منو نخون من چرتم

خودم میخونم به قول یارو گفتی باهاش ارتباط برقرارنمیکنم چه برسه به استاده

(موندم آخه خدا چرا اینقد از بنده های دیگه ش زده که به من استعداد بده)

(جامعه مترجمانو من شگفت زده میکنم نمیدونین که)

فردا هم کله سر یه کنفراس دارم اگه گفتین:دعا و تاثیرات آن در زندگی

الان یه هفته س زنگ میزنم آرایشگاه بر نمیداره خانومه(خدایا یعنی زنده س؟)

خودم خودمو توو آینه میبینم حالم بهم میخوره...

هیجوقت تا این حد ابروهام پر نشده بود

مامانمم باهم قهر کرده میگه چرا نمیری..یعنی ببینین تا چه حده!!!

اگه فرداهم بر نداش میرم یه جای دیگه..

سرم به حدی درد میکنه که خدا میدونهدوباره سردرد ام شروع شده...

یعنی تا مرز تهوع میرم به خدا...کلا بعد از ظهرکه خوابیدم بیدار شدم ازسردرد

فعلا همبناااابرم به درسو زندگی برسم...

شما هم منو الگوی خودتون قرار بدبن برین به درستون برسین...

 یعنی من عاشق آهنگ های محسن یاحقیم

  دل نوشته !!!!!!

 ناله ی عاشقانه ایی بیش نیس ..

 " ترانه ی بی من مرو " !!!

 مثل نیلوفر پیچیده ام به دست و پایت!!!

 اگر میتوانی برو!!!!

 

لعنت به من..به خاطر همه خوبی هایی که در حقت کردم...

اما جوابشو این جوری دادی...!!

اما...

روزی..

"من می روم ...

و تو تمام سال های بودنت را به من فکرمی کنی"

♥ حرف های دله نیلوفر♥| |

 

سلامدیدین من نبودم بازم امار خودکشی ایران رفت بالا؟؟

(نکنین این کارارو من فردا بیفتم دور از جونم بمیرم

 چه جوری تو چش خدا نگاه کنم)

این چند روز که نبودم دلم بد جور از  رفتار اون آدم بی خاصیتگرفته بود

ولی خوب دلداری شما دوستای خوبم

از جمله هدی جونینذاش  عرصه رو ترک کنم

این چند وقتم درگیر درسو دانشگاه بودم

(در جریان که هستین من چقد پی کسب علمم)

دوشنبه ساعت ۱۰ کلاس داشتمدیر رسیدم بنا به دلایلی

(بابا گوشیمو جلو چشام زدن)

البته نجاتش دادن مردم گرفتن آقا دزدرو پسره خل بامن شوخی داش

یکی از  بجه های هنرستانی  بود که توو مسیرم هس ... 

حالا قضیه داره سر فرصت میگم

منم ترسیدم رفتم خونه دوباره ...گوشیمو جا گذاشتم)

وقتی رفتم کلاس  درو که  باز کردم دیدم همه چشا گرد شده؟؟

و بچه ها میگن  استاد خانوم ... اومد

ساعتو نگاه میکنم میگم خدایا اونقدر ها هم دیر نرسیدم چشا

چرا اینجوریه.. نزدیک بود غش کنم به خدااا

استادمون گفت:به خانوم ... عیدتون مبارک..

منم که نمیدونستم قضیه چیه عین خنگا: مرسی استاد همچنین

اواسط کلاس بهم فهموندن چون اولین جلسه بود که میرفتم کلاسش

(یعنی روو رو داشته باشن قبل عید یک جلسه هم نرفته بودم)

اسممو که میخونه میبینه حاضر نیستم

کلی عصبی میشه ومیگه این چه وضعشه و...نینا کلی التماس میکنه حذفم نکنه

گویا در نبود من آبرو نذاشته بود برام جلو جمع

(تو دلم گفتم حالتو میگیرم و گرفتم)

کلاس که تموم شد با دوستان رفتیم پیشش بهش گفتم قضیه رو و  زهرمو ریختم

ته حرفم گفتم اصن نحسه استاد این کلاس

یعنی عصبانیتی بود که من تو چشاش دیدم

(به درک)...

من ۱۰۰ دفعه به این مامانم گفتم مادرمن این دامنی چادر نمازو کوتاه کن

داشتم نماز میخوندم چند روز قبل ...

سجده رفتم خواستم بلند شم به پام گیر کرد خوردم زمین

خندم گرفت(خودم به خودم خندیدم در این حد)

 نمازم باطل شد مجبور شدم از اول بخونم

بچه هااااااااااااااااااا عکس نینا رو گذاشتمکه ببینینش البته با اجازه خودش

میخاستم وب خودش بذارم ولی چون زیاد سر نمیزنه گفت تو بذار وبت...

 فقط هم به خانوم های محترم رمز بده

عکس منو که دیدین ولی یکی دیگه گذاشتم...

یه عکسی که تو نماز خونه ازش گرفتم هم گذاشتم

بفرمایین ادامه مطلب

بچه ها کپی نشه...ممنون

 

دلخور نوشت !!!!!

خدایا زندگی اینجا کناره آدما سخته !

تو دنیا هرکی بدتر بود...چرا بی درد و خوشبخته؟؟

خدایاااااااا کفر حرف من ...نذار لبهام به حرف وا شه..

برای رفتن از دنیا حواست به منم باشه!!!

 

عکس ها برداشته شد!!!!!!Begging

عاشق آهنگ وبمم


♥ ببین تو دله نیلوفر چی میگذره
♥ حرف های دله نیلوفر♥| |

 

سلام بچه ها اومدم آپ کنم  یه خبر بدم...

یکی به اسمو ادرسه من میره برا همه کامنت میذاره

و حرفای مزخرف مینویسه...

من نیستم...

شاید وبو حذف کنم...!!!!

 

سر فرصت میام آپ میکنم

صادق  ....  فرزین؟؟چرا وباتون حذف شده؟؟!!!

♥ حرف های دله نیلوفر♥| |

 

با عرض سلامو خسته نباشید خدمت همه ی شما خوانندگان/بینندگان عزیز!!!!!!شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

اولین آپم در سال ۱۳۹۱با افتخار تقدیم میکند!!!

(این روزها همه میگویند استعداد ذاتی در مجریگری دارم شما چطور؟)

خوش گذشت دیدوبازدید؟؟سالی یه بار!!! همه رو میبینیم دلمون وا میشه

از عمه گرفته تااااااااا نوه ی دختر دختر عمویه پدر...(بر فرض مثال)

(تازه افراد جدیدم اضافه میشن جالبه)

روز ۳ عید در صبح یک روز بهاری (عین خر باروون میزد) رفتیم خونه داییم اینا

داییم گفت برین خونتون حالا ما میخایم بیام!!!

(الان انتظار دارین من عاشقش نباشم؟؟)

یه حرکت غافلگیرانه هم ما نوه های محترم و محترمه رفتیم

 در منزل یکی از اقوام خسیس عیدی نده

(خدایا مارو ببخش) که طرف تا عمر داره یادش میمونه

(آخه  مادربزرگم بزرگ خاندانه..طرف مادریو میگم

اون اقوام خسیس که اومدن خونه مامان بزرگم حالا ما باید میرفتیم

با داییها مامانه منم که تک دختر(نکته بی ربط:من خاله ندارم)

درنتیجه دسته جمعی رفتیم )

طرف سکته ناقصو درجا جلوی همون در زد

اواسط مهمونی سامان اشاره زد شروع کنم؟؟!!!  (Gnome؟؟!!!)

سارا :رخصت پهلوون

خلاصه شروع شد تارا هم ادامه داد

منم که تایید پشت سر هم ازون اره به جان شماهای غلیظ

نوید یه قسمت هایی که فراموش میشد یاد اوری میکرد

ماهانم مبلغ ها رو یواش زیر لب میگفت 

تا حدی که طرف بلند شد عیدیو داد

(چه نفس عمیقیم کشید بعدش طفلی)

ما هم خیالمون راحت شدیم دیگه تا اخر حرف نزدیم

یعنی باید یکی بود از قیافه والدین فیلم میگرفتعرق شرمی بود که میریختن

 حرکت گروهی بود نتیجه داد 

(نتیجه گیری اخلاقی:اتحاد ملی انسجام خانوادگی)

راستیییییییییییی معلم زبان دوران کودکیمو دیدم(یادش بخیر)

یعنی یه شخصیت جکی داشت هاااا بهمون میگفت

ببنین بچه ها شما در زبان مثل درختای گلابی هستین که هنوز شکوفه نداده

به خواست خدا و تلاش خودتون شکوفه میدین(اینم از استاد کشور)

امروزم گمونم سالگرد مرگ گیلاس باشه(جوجه خدا بیامرزم)

بابام ندیدش زیر پاش لهش کرد

خو دیگه فعلا همینا...

اگه دوباره حس نازنین اپ کردنم نره مرخصی آپ میکنم..

 

آرامش نوشت !!!!

روی نیمکت های صبح به وقت کاج ها...

جای تورا گرفته اند کلاغ ها..

ناراحت نیستم...باور کن!!!

لااقل بامن حرف میزنند این ها...!!!

 

بعد نوشت: یادتون باشه یه چی براتون تعریف کنم...

درباره دزدی پستهای وب  یکی از بچه های وب تو روز روشن!!

اگه دیدین دارم یه سری کامنت تایید میکنم با لحنی مثل خودش

به بزرگی خودتون ببخشین لحنم بده.. طرف حقشه...

  دوستانه بروبچ!!!!!!میام کامنت هاروتایید میکنمیه سریو تایید کردم یه سری موند دارم میرم یونی یعنی یه ادم  چقد میتونه نگون بخت باشه

روز ۱۴ آدم میکشونن دانشگاه

♥ حرف های دله نیلوفر♥| |

 

هی روزگار...

۱سال دیگه هم گذشت(چه زود)

به راس بریم سر اصل مطلب..

عیدو به همه شما دوستای خیلیـــــــــــــــــــــــ خوبم تبریک میگم...

امیدوارم سال خوبی داشته باشین و همیشه و همه جا موفق و خوشحال باشین ...

سرسفره هفتسین منو یادتون نره...(مدیونین یادتون بره)

دعا نوشت :

در آستانه ی سال نو تورا می ستاییم  ای سزاوار ستایش...

 که ما را به کالبد هستی در آوردی و به ما خرد بخشیدی تا راه از چاه،

و شایست از ناشایست باز بشناسیم.
 

اندیشه ی نیک را بر ما فراز آوردی تا گفتار و کردار خود را با آن همساز کنیم.

درآستانه ی سال نو ترانه ی ستایش ما را که از ژرفای دل فراز می شود

 بشنو و خواست هایمان را برآورده ساز.

نیروی پایداری را در ما بیفزا، تا بر کاستی ها چیره گردیم و در پیکار زندگی سربلند باشیم .

(بخش کوچکی  از دعای کوروش کبیر!)

 

مخاطب خاص نوشت !!!!

تنها راز منی..

تورا به خدا هم فاش نخواهم نمود!!!

سال نوت مبارک عزیزدلم...!

بچه ها جدیدا یکی میاد تهدید به هکم میکنه!!!یعنی چی اخه؟

♥ حرف های دله نیلوفر♥| |

 

اصلاحس  آپم نمیومد...

این  روزا اعصاب ندارم

 

ولی بالاخره تصمیم گرفتم بنویسم...

رمزم که همه دارین...یادتونم رفت از هم بگیرین

به منم بگین تقدیم میکنم با عشق

 

عجیب نوشت !!!!

تو آمده ایی

کسی خانه نیست ..

باز می گردی...

من رفته ام "گورستان" برای همیشه بمیرم!


♥ ببین تو دله نیلوفر چی میگذره
♥ حرف های دله نیلوفر♥| |

MiSs-A